امشب خيلي دلم گرÙ�ته ... انگار غمهاي ناشناخته دارن توي دلم سرباز مي كنند ... بعد از ساعتي گريه مثلا اومدم توي اينترنت كه آروم بشم بعد يه آدم بامزه با يه آي دي جديد اومد توي مسنجر Ùˆ برام معما Ø·Ø±Ø ÙƒØ±Ø¯ كه اونو بشناسم .. واقعا بعضي وقتها آدمها چقدر غير قابل تØÙ…Ù„ ميشن ... وقتي به خودم اومدم ديدم كه دارم با عصبانيت روي كليدها ميكوبم Ùˆ بهش ميگم ((لعنت به تو - برو گمشو)) نميدونم كي بود ولي ازش متنÙ�ر شدم ... به همين Ø±Ø§ØØªÙŠ.
واي خداي من يعني ميتونم از اين به بعد تمام درد دلهايم را اينجا بنويسم ؟؟؟ واي خدايا ممنونم.
�كر ميكنم ديگه سرگرمي جديدم را پيدا كردم ...... ساعاتي از نيمه شب گذشته ولي من هنوز سرگرمم :)
مدتها بود كه دلم ميخواست يك وب لاگ داشته باشم جايي براي نوشتن ØØ±Ù�هايي كه گوشي برايش پيدا نميكنم.
Ùˆ امشب تونستم اونو ايجاد كنم ... البته با كمك صÙ�ØÙ‡ آموزشي هموطن خوبم ØØ³ÙŠÙ† درخشان (ازش سپاسگزارم)
چگونه يك وبلاگ بسازيم؟